عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

مقدمه 3

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

اين كتاب بنابر تحقيقاتى كه ناشر و مترجم فرانسهء آن كرده بين سنوات 408 و 412 هجرى قمرى برشتهء تحرير درآمده و نسخ موجودهء از آن منحصر به نسخهء قديمى بوده كه يكى متعلّق بكتابخانهء ابراهيم پاشا در قسطنطنيّه و دو نسخهء ديگر در ضبط كتابخانه ملّى پاريس است و چنان كه در مقدّمهء آن مذكور است باشارهء امير ابو المظفر نصر بن ناصر الدين ابو منصور برادر سلطان محمود سبكتكين تنظيم و از تاريخ سلاطين ايران يعنى از پيدايش كيومرث تا خاتمهء امر يزد گرد شروع و بعدا به زمان قديم برگشته بذكر ملوك الانبياء بنى اسرائيل و فراعنهء مصر و ساير ملوك بنى اسرائيل و برجسته‌ترين نكات و قصص مربوطه بدانان پرداخته بعدا بذكر احوال ملوك حمير « 1 » و پادشاهان يمن و ملوك شام و عراق الى ظهور اسلام مبادرت و آنگاه متوجّه ملوك روم و هند و ترك و چين و ذكر احوال آنان گشته تا پس از فراغت از شرح زندگانى محمد صلى اللّه عليه و خلفاء و جانشينان آن حضرت و خلفاى بنى اميّه و بنى عبّاس و وزراء و برگزيدگان آنان مانند ابو مسلم و برامكه و طاهريّه و سنجريّه و غيرها سخن را بذكر امير نصر بن ناصر الدين ابو منصور سبكتكين و سلطان عصر ابو القاسم محمود بن سبكتكين و شرح احوال آنان خاتمه داده است . آنچه از قسمتهاى مختلفهء اين كتاب مورد توجّه ناشر اين رساله واقع شده همانا قسمت مربوط بسلاطين ايران بوده چرا كه مؤلّف آن تقريبا در همان عصر و همان محيط و از روى همان مآخذيكه شاهنامهء فردوسى تنظيم شده آن قسمت را برشتهء تحرير درآورده و گرچه در ذكر بعضى وقايع با روايات شاهنامه اختلافاتى در آن مشهود است ولى اتّحاد در اصل موضوع حاكيست كه نويسندهء اين كتاب نيز متّكى به همان مآخذ شاهنامه بوده است . گرچه مؤلّف اين كتاب در بعضى از قصص بتفصيل شاهنامه بذكر دقايق موضوع نپرداخته ليكن در برخى از داستانها تفاصيلى زائد بر آن دارد كه با ذكر خصوصيّات پيداست رسائل بسيارى از ديگر نويسندگان از قبيل طبرى و ابن خردادبه

--> ( 1 ) هاماوران